آموزش فروش

خجالت می‌کشم...!

محمود معظمی /  یکی از مسائلی که بشر (به‌خصوص هم‌وطنان ایرانی) با آن دست‌پنجه نرم می‌کند «خجولی» است.

خیلی شنیده‌اید یا دیده‌اید افرادی را که دائم غُر می‌زنند، غیبت می‌کنند! وقتی از آن‌ها می‌پرسید:
اگر از فلانی ناراحتی، چرا به خودش نمی‌گویی؟
پاسخ می‌دهد: «آدمِ عاقل خودش باید بفهمد که اشتباه می‌کند» و...

ادامه مطلب...

یا فرض کنید پدری دائم گله‌وشکایت می‌کند که همسر و فرزندانش دائم توقع دارند.سوالِ منطقی این است که چرا به آن‌ها توضیح نمی‌دهیدکه بودجه‌ی ما X  مبلغ است؛ بنابراین Nمبلغ از آن برای خرج و Nمبلغ برای پس‌انداز است؟!

کمتر کسی قبول می‌کند که «خجول» است!
ولی من به شما اطمینان می‌دهم که: من و شما و بسیاری از مردم جامعه، همه به نوعی «خجول» هستیم.

«خجولی» رفتاری نیست که کلِ سیستمِ فکری و روانیِ انسان را تحت‌الشعاع قرار دهد.
ممکن است من در معاملات روزمره‌ام خیلی هم صریح و بدون فشار کار کنم اما اگر بخواهم به فرزندم بگویم پول ندارم، خجول باشم. یا اگر بخواهم بروم جایی پولی بگیرم، خجول باشم. یا اگر جایی بخواهم چانه بزنم، خجول می‌شوم؛ احساس می‌کنم که نمی‌توانم حرف بزنم.
اگر آمارِ این را داشته باشیم که ضرر و زیان خجولی را اندازه بگیریم، خواهیم‌دید که:
میلیاردها دلار در سال، ضرر و زیانِ خجولی را می‌دهیم. میلیون‌ها ساعت وقتِ مفید از بین می‌رود. چرا که من نتوانسته و نمی‌توانم حرفم را بزنم. و چون نمی‌توانم حرفم را بزنم، دلایلی برای توجیه خود می‌آورم! چرا؟!

به خاطر بسپارید که خجولی مرض یا بیماری نیست. خجولی یک نوع «ندانستن» است.
به طور مثال، فرض کنید شما در کرمانشاه یا در شمال زندگی می‌کنید؛ ولی من آدرسِ خیابانی در یک شهرِ دیگر را از شما بپرسم. شما قبل از این که به من بگویید نمی‌دانم، در ذهن خود تلاش می‌کنید. برای مدتی ساکت می‌شوید. می‌پرسید: «کجا را فرمودید؟» پاسخ می‌دهم: مثلاً «خیابان مازندران». کمی فکرمی‌کنید و بعد می‌گویید: «نمی‌دانم».
چرا در آن مدت ساکتید؟ برای این که وقتی سوالی از شما پرسیده می‌شود یا در موقعیتی قرارمی‌گیرید، مغزِ شما در در میان فایل‌هایی که دارد به جست‌وجو می‌پردازد تا ببیند چه عکس‌العملی در موقعیت مشابه داشته است. چون تمامی این موارد را از قبل ضبط کرده است. مثل یک فوتبالیست یا پیانیست یا یک سخنور.
مغز جست‌وجو می‌کند و فایلی به عنوانِ «خیابان مازندران» پیدا نمی‌کند؛ به همین دلیل ذهن شما مشغول می‌شود تا بتواند پاسخی پیدا کند. این مدت در سکوت می‌گذرد. تا ببیند چه باید بگوید.

«خجولی» نیز چنین فرآیندی دارد؛ و البته قابل حل است. به شرطی که آن را شناسایی کنیم و بدانیم که در چه زمینه‌ای خجول هستیم. بنابراین ابتدا باید آن را در خودمان جست‌وجو کنیم! نگوییم عیبِ مردم یا همسرمان است.
خانم‌ها به خصوص خیلی از «خجولی» رنج می‌برند.
وقتی ازدواج می‌کنند در وهله‌ی اول فکرمی‌کنند یک همسرِ خوب همسری است که در تمام جنبه‌ها فداکاری کند. هر چه می‌گویند بگوید چشم! هر کاری می‌گویند، انجام دهد!

هر شخصی ظرفیت دارد. وقتی توقعاتی که از  دیگری داریم از ظرفیتش فراتر رود، نمی‌تواند انجام دهد. احساس بدی نسبت به خود پیدا خواهد کرد. قصد دارد موضوع را به شما بگوید اما نمی‌تواند!
یا وقتی شخصی از ما درخواستی دارد و ما می‌گوییم «چشم» اما انجام نمی‌دهیم! چرا؟ چون خجالت می‌کشیم بگوییم: «نه».

از جمله آموزش‌های بنیادی و اساسی این است که:
هر فردی اول باید خودش را موظف کند که یاد بگیرد از شرِ خجولی رهایی یابد. آگاه شود که «خجولی» از کجا و چرا ایجاد می‌شود؟ و آگاه باشد که چقدر این موضوع او را آزار می‌دهد؟ و در نهایت چطور می‌تواند آن را برطرف کند؟
و جالب‌تر این که اطرافیان هم خوشحال خواهند شد.
نباید فکر کرد، مردم وقتی خوشحال می‌شوند که هر چه گفتند، به آن‌ها بگوییم: «چشم».
خیلی از خانم‌ها می‌گویند: همسرِ ما برای پدر و مادر و همسایه‌اش، هر زمان از شب و روز باشد، می‌رود کاری داشته باشند، انجام می‌دهد اما برای خانه و فرزندانِ خودش انجام نمی‌دهد. شیرِ آبِ خانه‌ی خودش چکه می‌کند، اما درستش نمی‌کند! و می‌گوید وقت ندارم!
چرا این شخص نمی‌تواند «نه» بگوید؟

در هندوستان یک کنفرانس مدیریتی بود که چکیده‌ی این کنفرانس این بود:
«مدیر کسی است که بتواند بگوید «نه». البته در زمانِ مناسب و به روشِ درست». جایی که بتواند، باید بگوید «نه».

من و شما نیز به عنوانِ مدیر زندگیِ خودمان که می‌خواهیم یک زندگی را اداره کنیم:
باید بدانیم ما محدودیت‌هایی داریم و نمی‌توانیم تمام مردم دنیا را راضی نگه داریم! اصلاً چنین رسالتی برای ما نوشته‌ نشده است!
زندگی دادوستد است. و اگر دیگران از شما زیاد توقع دارند، و شما از آن‌ها می‌رنجید، شاید یکی از دلایلش این باشد که: شما «خجول» هستید.
به جای این‌که از آن‌ها خشمگین شوید، کمی توقف کنید و فکر کنید که چه کاری باید انجام دهید که بتوانید به آن‌ها «نه» بگویید.

ما به روش‌های مختلفی می‌توانیم «نه» بگوییم که دیگران از شنیدن آن دلخور نشوند. ولی باید یادبگیریم...
یاد بگیریم و به فرزندانمان نیز یاد بدهیم.


در امریکا آمار نشان می‌دهد که بچه‌هایی که از سوی نزدیکان یا همسایگان یا افراد غریبه مورد سوءاستفاده قرارمی‌گیرند، یاد نگرفته‌اند «نه» بگویند. بچه احساسِ خطر می‌کند اما نمی‌تواند «نه» بگوید چون یادنگرفته است.
خیلی از دختران و پسرانی که اغفال می‌شوند. خیلی از معاملاتی که انجام می‌شود و شما بعدها احساس پشیمانی می‌کنید و می‌گویید سرتان کلاه رفته، و خودتان احساس کرده بودید که سرتان کلاه می‌گذارند ولی نمی‌توانستید «نه» بگویید.
تعهداتی می‌دهیم که نمی‌توانیم انجام دهیم و ضرر می‌کنیم. اگر ضررهایی را که من و شما از روی خجولی تحمل می‌کنیم، با هم جمع کنیم، به وحشت خواهیم افتاد.
هر کاری داریم زمین بگذاریم و برای رفع خجولی‌مان کاری کنیم.

لطفاً توجه کنید:

ممکنه خواهش کنم که 10-20 میلیون تومان به من قرض بدهید؟ هر موقع پولی دستم بیاید به شما پس می‌دهم!

ممکنه خواهش کنم ماشینت را به من قرض بدهی؟ زود برایتان برمی‌گردونم....

چرا به همسرت نمی‌گویید که دوست دارید، بنشیند و 5 دقیقه با شما حرف بزند؟

چرا به او نمی‌گویید که یک روز در هفته بیرون از خانه غذا بخوریم؟

چرا به بچه‌هایتان نمی‌گویید که در تمیزکردنِ خانه به شما کمک کنند؟

چرا با دوستانتان تماس نمی‌گیرید و از آن‌ها کمک نمی‌خواهید؟

چرا از جوابِ «نه» می‌ترسید؟
چرا می‌ترسید  شما را تأیید نکنند؟ چه اتفاقی رخ می‌دهد؟
چرا جای دیگران فکر می‌کنید و به خود جواب می‌دهید؟ آیا از آن‌ها خواسته‌اید و آن‌ها گفته‌اند «نه»؟

چشم‌ها را باید شست، جورِ دیگر باید دید....
راه‌های بسیاری است که بتوانیم زندگی‌ را تسهیل کنیم و طوری زندگی کنیم که بتوانیم لذت ببریم. ولی نمی‌دانم چرا فکرمی‌کنیم با همان معلومات و تجربه و دانشی که داریم باید به تمام مسائل زندگی پاسخ دهیم! امکان‌پذیر نیست...

لطفاً به این مثال توجه کنید:
دختر خانمی است که می‌خواهد با آقا پسری آشنا شود. اما هنوز او را نمی‌شناسد. آقا پسر دستِ او را می‌گیرد! دختر خانم دوست ندارد که او دستش را بگیرد، اما هیچ نمی‌گوید! بعد پسر، آرنجِ دختر را می‌گیرد! بعد دست پشتِ او می‌گذارد! دختر از خجالت عرق کرده و ناراحت است و احساس بدی دارد اما هیچ نمی‌گوید!
چرا هیچ نمی‌گویی؟! چرا نمی‌گویی که دستش را کنار بکشد؟!...

در خصوصی‌ترین روابطِ زناشویی، در بعضی مواقع یک طرف خسته است، دوست ندارد و خوابش می‌آید. چرا ما اجبار داریم همه را راضی نگه‌داریم؟ چرا فکرمی‌کنیم باید همه از ما خوشحال باشند؟ چرا؟
درباره‌ی این موضوعات فکر کنیم...

کمک کنیم و با هم جامعه‌ را بسازیم و اصلاح کنیم.
حرفی را بزنیم که به آن معتقدیم.
کاری را انجام دهیم که خواستار انجامِ آن هستیم یا به نفعمان است که انجام دهیم.

توجه کنیم:
 اگر شب خواب بودم و همسایه‌ام زنگ زد که همسرم حالش بد است؛ لطفاً کمک کنید تا او به بیمارستان ببریم، قبول کنید. فکر نکنید که اگر در چنین وضعیتی «نه» بگویید خجول نیستید! این یک وظیفه است و ارتباطی به خجولی ندارد.
یادبگیریم که:
در چه شرایطی بگوییم «نه» و در چه شرایطی «بله» بگوییم و در چه شرایطی بگوییم «راجع به این موضوع فکرمی‌کنم».

کاری کنیم که زندگی برای خودمان و دیگران ساده شود و جایی برای غیبت، عیب‌جویی و تحقیرِ دیگران و ازجمله خودمان باقی نماند.

نگوییم لعنت به من که هر کس می‌آید به من زورمی‌گوید!
اگر خجولی‌مان را برطرف کنیم خواهیم‌ دید که کسی به ما زور نخواهد گفت. ما خجول هستیم که تعهداتِ بیش از توانمان را می‌پذیریم.
ثابت شده است که: خیلی از این بیماری‌ها نظیر میگرن و حتی لک‌وپیس یا ورمِ مفاصل ناشی از استرس‌های زیاد و طولانی مدت است که افراد در زندگی دارند.

دوستدارتان

محمود معظمی

پیشنهاد می‌کنیم سمینارهای زیر را دانلود کنید
 
 
سمینار رفع خجولی و افزایش اعتمادبه نفس   سمینار شخصیت آهنین
. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



دیدگاه های شما  

 
0 #1 زهرا 21 بهمن 1395 ساعت 11:26
با سلام وتشکر فراوان لز استاد بزرگوارم
من در طول زندگیم رنجش های زیادی از اطرافیان داشتم بطوری ک همش فک میکردم دیگران بمن زور میگن و از من توقع زیادی دارن یا بهتر بگم از من سواستفاده میکنن.ولی فقط با خوندن مقاله خجولی فهمیدم ک من انسان خجولی هستم ونمیتونم نه بگم همین باعث توقع زیاد دیگران نسبت ب من شده وباعث شدهمن زیر بار فشار زیاد مسولیتهایی باشم ک قادر ب انجام همه اونا نیستم.واقعا خوشحالم ک با استاد بزرگی مثل معظمی آشناشدم واین مقاله رو خوندم حتما سمینارش رودانلود وگوش میدم مطمعنم با انجام تمریناش تاثیر فوق العاده ای تو زندگیم میذاره برای تغییر باید خودمو دوستداشته باشم وبرای بهترشدن وخوشحال بودنم باید تمرین های عملیش رو انجام بدم
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.