آموزش فروش

    

صفحه اصلی رسانه

چگونه از ۱۰۰۰ تومان به ۸ ربع سکه رسیدم؟

فرستادن به ایمیل

سه شنبه, 02 خرداد 1391 ساعت 14:41

در یکی از همین روزهای بهاری، گفت‌وگویی انجام دادیم با کیوان مهدی‌پور ارمی، دانشجوی رشته حسابداری از استان مازندران شهرستان نکا، که به دفتر مکتب کمال آمده بود. او کارهای دستی زیبایی انجام می‌دهد، مثلا قبلا یک خودکار را که شعار مکتب کمال: «خودت را دوست بدار، و کمک کن تا دیگران نیز خود را بیشتر دوست بدارند» روی آن حکاکی شده بود، به دفتر مکتب کمال هدیه داده بود. این بار هم یک کار هنری دیگرش را سوغات آورده بود. گفت‌وگوی ما را با او در ادامه می‌خوانید.

 
 

پروانه کاظمی: سمینارهای آقای معظمی به‌قدری تاثیرگذار است که به این راحتی‌ها از ذهن آدم نمی‌پرد!

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 04 دی 1390 ساعت 13:09

علی‌اکبر قزوینی/ همیشه شنیده‌ایم که زنان نقشی کلیدی در خانواده دارند. یک همسر و یک مادر خوب، می‌تواند خانواده‌ای را خوشبخت‌تر و موفق‌تر کند. نمونۀ چنین خانوادۀ خوشبختی را می‌توان در حاصل زندگی مشترک "پروانه کاظمی" و "محمد عیوضی" یافت. در فرصت کوتاهی در پایان نخستین روز از کارگاه دوروزۀ اعتماد به نفس و رفع خجولی، با اعضای این خانوادۀ موفق و خوشبخت گفت‌وگویی انجام دادیم که سرشار از نکات مفید و کاربردی برای همۀ ماست و مطمئنم که از خواندن آن لذت خواهید برد.

 
 

حسین بدخشی: یاد گرفته‌ام که از هر وضعیتی که در آن قرار دارم، هر روز مقداری فراتر بروم

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 04 دی 1390 ساعت 12:58

علی‌اکبر قزوینی/ از محمود معظمی بارها شنیده‌ایم که "کار مغز ما، حفظ وضعیت موجود است." به‌عبارت دیگر، ذهن ما هزاران ترفند و حیله و کلک به ‌کار می‌برد تا ما را متقاعد کند در همین وضع و حالی که هستیم، بمانیم. شاید در گوشِ ذهنِ ما نجوا کند که مثلا اگر این امنیت شغلیِ شکننده را هم از دست بدهیم، از کجا معلوم که مجبور نشویم کنار خیابان بخوابیم! یا شاید به ما بگوید همین میزان ثروتی که اندوخته‌ایم کافی است و نیازی به گسترش کسب‌وکارمان نداریم. در میان دوستان عزیزی که در سمینارها و کارگاه‌های محمود مظعمی شرکت کرده‌اند، جوان پرانرژی و آینده‌نگری وجود دارد که این جملۀ محمود معظمی را به‌گوش جان شنیده و هر روز به خودش یادآوری می‌کند که "کار مغز ما حفظ وضعیت موجود است." او می‌داند که برای گریز از این دامِ ذهنی، باید جملۀ دیگری از محمود معظمی را آویزۀ گوش کرد که می‌گوید: "نمی‌گویم نترس؛ بترس و اقدام کن!" با این جوان ثروتمند به‌نام "حسین بدخشی" در میانۀ کارگاه اعتماد به نفس و رفع خجولی گفت‌وگویی کوتاه انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

 
 

مکتب کمال چگونه تاسیس شد؟

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 20 آذر 1390 ساعت 18:14

محمود معظمی معتقد است مكتب كمال نشانگر نوعی نگرش به زندگی است. او می‌گوید: "از كودكی جزو رویاهایم بود كه بدانم چگونه می‌توانم فرد موثری در جامعه بشری باشم. یك روز پدرم با نشان دادن لوازم وارداتی منزل با مارک‌های مختلف، به من نشان داد دیگر زمان فتح کشورها از راه جنگ و نبرد سپری شده است؛ و بهترین راه برای گسترش مرزها، از طریق فتح اندیشه و علم است. از آن زمان بود که دریافتم و به این باور رسیدم که کارهای اساسی بر پایه صلح و آرامش صورت می‌پذیرند. این شد که امروز هم مکتب کمال بر همین اساس، یعنی صلح و آرامش و مهربانی با خود و دیگران، پایه‌گذاری شده است."

 
 

افسانه بیغشدل: کارگاه "شاد باشید و ثروتمند شوید" بیشتر از یک مسافرت برایم لذت‌بخش بود!

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 13 آذر 1390 ساعت 17:54

علی‌اکبر قزوینی/ آیا سمینار و کارگاه شاد باشید و ثروتمند شوید فقط برای افراد خاصی مفید است؟ خانمی که کار می‌کند و مادر دو فرزند است، می‌تواند از این کارگاه در بهبود کسب‌وکار و سایر امور زندگی‌اش استفاده کند؟ کارگاه اعتماد به نفس و رفع خجولی چگونه می‌تواند کمک کند تا افراد با ترس‌هایشان روبه‌رو شوند و از آنها عبور کنند؟ برای این‌که پاسخی به این سوالات بدهیم، در میانۀ نخستین روز از کارگاه دو روزۀ اعتماد به نفس و رفع خجولی که اخیرا در مجموعۀ سعدآباد تهران برگزار شد، با خانم "افسانه بیغشدل" گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم. خانم بیغشدل که مدیر موفق یک سالن زیبایی هستند، در تعدادی از سمینارها و کارگاه‌های محمود معظمی، از جمله کارگاه "شاد باشید و ثروتمند شوید" و "اعتماد به نفس و رفع خجولی" شرکت کرده‌اند.

 
 

علیرضا ابراهیمی: در زمانه‌ای که رقبای من آه و ناله می‌کنند، فروش من بیشتر شده است!

فرستادن به ایمیل

سه شنبه, 08 آذر 1390 ساعت 20:11

گپ دوستانهعلی‌اکبر قزوینی/ در روزگاری که خیلی‌ها از رکود کسب‌وکار می‌نالند، آیا عاقلانه است که کسی چند میلیون تومان پول بدهد و یک سال زمان صرف کند تا دورۀ نوابغ فروش را بگذراند؟! آیا شما حاضرید چنین کاری کنید؟ هر پاسخی را که هم‌اکنون دارید، لطفا در ذهن نگه‌ دارید و گفت‌وگوی ما را با "علیرضا ابراهیمی" بخوانید؛ شاید نظرتان عوض شود! آقای ابراهیمی از بهمن‌ماه ۱۳۸۷ تا اردیبهشت‌ ۱۳۸۹ در دورۀ اول نوابغ فروش شرکت کرده بودند. دورۀ جدید نوابغ فروش نیز هم‌اکنون در حال ثبت‌نام است.

 
 

مصطفی کارگر زرندی: قدر آموزش‌های دورۀ نوابغ فروش را بدانید!

فرستادن به ایمیل

سه شنبه, 08 آذر 1390 ساعت 18:46

علی‌اکبر قزوینی/ دورۀ نوابغ فروش چقدر می‌تواند زندگی کسانی را که در آن شرکت کرده‌اند به‌نحو مثبت متحول کند؟ این دوره تا چه حد قادر است کسانی را تربیت کند که می‌توانند اقتصاد کشور عزیزمان ایران را دگرگون کنند؟ کسانی که تاکنون در این دوره‌ شرکت کرده‌اند دربارۀ آن چه نظری دارند؟ آیا زندگی‌شان از جنبه‌های مختلف، مخصوصا از لحاظ اقتصادی و توسعۀ کسب‌وکار، بهتر شده است؟ برای یافتن پاسخی برای این سوالات، با "مصطفی کارگر زرندی" گفت‌وگو کرده‌ایم. آقای کارگر در دورۀ اول نوابغ فروش که از بهمن ۱۳۸۷ تا اردیبهشت ۱۳۸۹ برگزار شد، شرکت کرده بودند. هم‌اکنون نیز دورۀ جدید نوابغ فروش در حال ثبت‌نام است.

 
 

علی توفیق‌یار: دورۀ نوابغ فروش حداقل ۳ برابر قیمت فعلی می‌ارزد!

فرستادن به ایمیل

سه شنبه, 08 آذر 1390 ساعت 17:38

علی‌اکبر قزوینی/ برای پرسیدن دربارۀ میزان اثرگذاری و مفید بودن دورۀ آموزشی "نوابغ فروش"، به‌نظر شما باید سراغ چه کسی رفت؟ نظر ما را می‌خواهید، باید از کسانی که در این دوره شرکت کرده‌اند بپرسیم! برای همین، در مطلب پیش رو، گفت‌وگوی کوتاه ما را با "علی توفیق‌یار" می‌خوانید که در دورۀ اول نوابغ فروش (بهمن ۱۳۸۷ تا اردیبهشت ۱۳۸۹) شرکت کرده بودند. دوره جدید نوابغ فروش نیز هم‌اکنون در حال ثبت‌نام است.

 
 

خوشبختی فرمول ساده‌ای دارد

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 08 آبان 1390 ساعت 17:20

گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، آذرماه ۱۳۸۵ با محمود معظمی در دفتر مکتب کمال انجام شد. این گفت‌وگوی مفصل و خواندنی، طی دو شماره در بهمن و اسفند همان سال در مجله دانشمند منتشر شد. قسمت اول گفت‌وگو را اینجا، و قسمت دوم آن را در ادامه می‌توانید بخوانید.

 

 

 
 

در آغاز تنها فکر بود...

فرستادن به ایمیل

یکشنبه, 08 آبان 1390 ساعت 16:36

گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، آذرماه ۱۳۸۵ با محمود معظمی در دفتر مکتب کمال انجام شد. این گفت‌وگوی مفصل و خواندنی، طی دو شماره در بهمن و اسفند همان سال در مجله دانشمند منتشر شد. قسمت اول گفت‌وگو را در ادامه، و قسمت دوم آن را اینجا می‌توانید بخوانید.

 

 

 
 

صفحه 2 از 2