آموزش فروش

بگذارید افق دیدتان وسیع شود

بگذارید افق دیدتان وسیع شودمحمود معظمی/ لطفاً برخیزید؛ نفس عمیقی بکشید و دستتان را روی قلبتان بگذارید. ما در حضور خداوند و همدیگر هستیم و با صدای بلند، این تلقین را به خودمان می‌گوییم: (برای مطالعۀ ادامۀ مطلب لطفاً کلیک کنید.)

«من اقدام می‌کنم. در هر شرایطی اقدام می‌کنم. ولو خسته هستم. حتی عصبانی و افسرده هستم، حالش را ندارم ولی اقدام می‌کنم. می‌میرم ولی اقدام می‌کنم! من ساخته شده‌ام برای اقدام کردن. موفقیت، همانندِ نفس کشیدن است؛ آسان، خوشایند، لذت‌بخش و نیروبخش. من برای موفقیت ساخته شده‌ام. هیچ چیز به جز شادمانی، موفقیت، تندرستی، خدمت و ایجاد ارزش را نمی‌پذیرم. من برای موفقیت ساخته شده‌ام. من موفقم!»

و بگویید:

«خدایا! به من کمک کن در هر شرایطی، در هر شرایطی اقدام کنم و به آن چیزی که مرا برایش خلق کرده‌ای، یعنی موفقیت، دست پیدا کنم. من خودم را دوست دارم! من دوست‌داشتنی هستم!»

در هر شرایطی اقدام کنید چون نتیجه‌اش یا آن چیزی است که می‌خواهید، یا تجربه‌ای است که به دست می‌آورید. به هر حال از ترس و تردید عبور کرده‌اید، وقتتان را خریده‌اید و چیزی آموخته‌اید.

در هر شرایطی اقدام کنید چون نتیجه‌اش
یا آن چیزی است که می‌خواهید،
یا تجربه‌ای است که به دست می‌آورید.

بعضی وقت‌ها، من بدون برنامه‌ریزی پیش رفته‌ام. باور کنید در تمام مواردی که اقدام کرده‌ام و نترسیده‌ام، همواره سود برده‌ام. من الان ۱۰-۱۲ جلد کتاب آمادۀ چاپ دارم، مجوزش را هم گرفته‌ام و منتظرم فرصتی پیش بیاید و غلط‌هایش را ویرایش کنم. به من می‌گویند همین‌طور که هست، چاپ کن و بده بیرون و از مخاطبان بخواه غلط‌هایش را به تو بگویند. می‌دانی اینطوری چند هزار نفر کمک‌ات خواهند کرد؟

و من می‌گویم زشت است محمود معظمی کارِ غلط به دستِ مردم بدهد. کارِ من خیلی باکیفیت خواهد شد ولی هنوز چاپ نشده. این بد است. باید اقدام کرد.

هر چه در سرت هست بیاور بیرون و روی کاغذ بنویس. می‌دانی چه می‌شود؟ وقتی خراب کنی، می‌دانی این راهش نیست و دیگر این راه را نخواهی رفت. بترس ولی اقدام کن.

ترمزهایی که ما برای اقدام کردن داریم، یکی این است که:
- نمی‌دانیم،
یکی این‌که:
- زیاد می‌دانیم،
یکی این‌که:
- خودمان را دوست نداریم.

هر وقت می‌دانی، ولی انجام نمی‌دهی،
یعنی خودت را دوست نداری، با خودت دشمنی.

هر وقت می‌دانی، ولی انجام نمی‌دهی، یعنی خودت را دوست نداری، با خودت دشمنی. انجام بده. خود را لایق ندانستن یکی دیگر از این ترمزهاست.

«آدم باید پایش را اندازۀ گلیمش دراز کند!»
چه کسی به تو گفته گلیمِ تو «این‌قدر» است؟
پاسخش را نمی‌داند.
اصلا پایت را بیش از گلیمت دراز کن.
ولی خودش را لایق نمی‌داند...

بعضی‌ها را میبینم که همسر شایست‌های دارند که از جان و دل عاشقِ اوست و به او خدمت میکند ولی بالاخره روزی این زندگی از هم می‌پاشد. چرا؟ چون او خود را لایقِ چنین همسر و چنان زندگیِ خوبی نمی‌بیند. این در ناخودآگاهش جاافتاده.

خودتان را لایقِ موفقیت بدانید.
خداوند شما را برای موفقیت آفریده.

خودتان را لایقِ موفقیت بدانید. خداوند شما را برای موفقیت آفریده. هر چه کاری مهم‌تر و ارزشمندتر باشد، انجامش آسان‌تر است. ما در «شاد باشید و ثروتمند شوید» گفته‌ایم که زحمتِ خرید یک هندوانه، بیشتر از زحمتِ خرید یک وانت هندوانه است. دومی را با یک تلفن هم می‌شود انجام داد. ولی برای خرید یک هندوانه، باید خودت بروی به مغازه.

هر چه کار بزرگ‌تر است، آسان‌تر انجام می‌شود. ولی ما می‌ترسیم چون محاسباتِ «خطی» در ذهنمان انجام می‌دهیم. می‌گوییم خرید دو هندوانه، زحمتی دو برابرِ خریدن یک هندوانه دارد.

یک عاملِ بازدارنده، تجربیاتِ تلخِ قدیمی است. اگر شما قبلاً شکست خوردهاید، یا به خاطر «راهِ اشتباه» بوده یا «هدفِ اشتباه». ولی الان شما میدانید راه کدام است. اول فکر، بعد احساس، اقدام و نتیجه.

ترمزِ دیگر، نداشتنِ چشم‌اندازِ درست است. اگر شما مزۀ لذت و خوشی و رفاه را نچشید، چطور می‌توانید آن را تجربه کنید؟ اگر کسی به سفر خارج از کشور رفته باشد، می‌داند رستوران‌هایی هست، کافه‌هایی هست، توی پیاده‌روها میز و صندلی هست، مردم قهوه می‌نوشند و می‌خندند و بهشان خوش می‌گذرد. اول با خود می‌گوید اینها مردم بیکار و بیعاری هستند اما کم‌کم به این نتیجه می‌رسد زندگی همیشه هم دویدن نیست. چشم‌انداز پیدا می‌کند.

بعد به کشور خودش برمی‌گردد و از اوضاعی که در آن به سر می‌برده، شکایت می‌کند. در حالی که قبلاً چشم‌انداز نداشت و شکایتی هم از وضع جاری نداشت. و این خوب است.

با مردمان شاد، ثروتمند و مثبت، رفت‌وآمد کنید و از آنها بیاموزید.
بگذارید افق دیدتان وسیع شود.

با مردمان شاد، ثروتمند و مثبت، رفت‌وآمد کنید و از آنها بیاموزید. بگذارید افق دیدتان وسیع شود. یکی از مشکلاتِ ما ایرانی‌ها این است که همه چیز را می‌دانیم، همه چیز را بلدیم، باهوش‌ترین مردمانِ جهان هستیم و بقیه یک مشت عقب‌افتاده که بیخود رشد کرده‌اند! آن هم از پولِ نفتِ ما و از حقوقِ ما!

در کانادا دوستی دارم که دست و بالش بسته است و کمک‌هزینه‌ای از دولت دریافت می‌کند. آدمِ محترمی هم هست. می‌گوید در آنجا هر چه به من می‌دهند و کُمکم می‌کنند، من تشکر می‌کنم. یک رفیقی داریم می‌گوید چرا ازشان تشکر میکنی؟ رویشان زیاد میشود! این پولِ نفتمان است که به ما می‌دهند!
می‌گویم: «انگلیس پولِ نفتِ ما را خورده. این که کاناداست!»
می‌گوید دستشان در یک کاسه است.
خُب این آدمْ همیشه طلبکار و ناراضی و ناشاد است. کدام پولِ نفت؟!

به خودمان بیاییم. متواضع شویم، درک کنیم، احترام بگذاریم. ما همه ابنای بشریم. همۀ ما چیزی داریم که با دیگران به اشتراک بگذاریم. همۀ ما چیزی داریم که به دیگران بدهیم. خوشحال می‌شوند اگر دانسته‌هایمان را وسط بگذاریم. یکی از شاگردانِ ما در کلاس نوابغ فروش میگفت ما برنامه‌ای نوشتهایم که در دنیا تک است. «ما ایرانی‌ها» باور غلطی است. ما ایرانی‌ها هیچ کم نداریم و هیچ هم اضافه نداریم. «ایرانی‌ها خیلی باهوشند و ژاپنی‌ها عین الاغ فقط کار می‌کنند!» یعنی کار کردن فقط مالِ خر است؟ اینها اشتباهاتِ چشم‌اندازی است.

کارِ داوطلبانه در جامعۀ ما خیلی کم انجام می‌شود و مردم می‌گویند رفته‌ای بی‌جیره و مواجب کار انجام می‌دهی و از تو بیگاری می‌کشند؟! در کانادا که من زندگی می‌کنم، ۳۳ میلیون جمعیت دارد و در سازمان داوطلبانش ۲۷ میلیون نفر ثبت‌نام کرده‌اند. پس باید گفت اینها هم بیکارند؟!

ما یک همسایه به نام فِرِد داریم که شاید بیش از ۱۰۰ سال دارد. ولی سرحال است و هر روز صبح می‌رود مثلاً در خانه سالمندان، وظایفی به عهده می‌گیرد. چرا؟ فرهنگشان چنین است.

آن وقت سعدی مالِ ایران است که می‌گوید:

بنی‌آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند.

من در فیسبوک مقاله‌ای گذاشته‌ام تحت عنوان «سعدی در مدرسۀ شادی».

» آن‌چه خواندید، بخش نهم از نسخۀ پیاده‌شدۀ سمینار «حلقۀ گم‌شدۀ موفقیت» است.
طی روزهای آتی، بخش‌های دیگری از این سمینار را می‌توانید در همین وبسایت بخوانید.
پیشنهاد می‌کنیم مشترک مطالب سایت شوید تا این سری مطالب را از دست ندهید.
همچنین، می‌توانید همین حالا نسخۀ صوتی این سمینار را با اجرای محمود معظمی، از فروشگاه عقاب‌ها دانلود کنید.

سمینار حلقه گمشده موفقیت(صوتی-دانلودی)

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دانلود آموزش‌های محمود معظمی

دیدگاه های شما  

 
0 #9 نجمه 05 اسفند 1394 ساعت 22:34
با سلام و آرزوی سلامتی و شادی برای شما آقای دکتر واقعا طرز تفکر خاص و منحصر به فردی دارین من توی زندگیم همچین آدمی ندیدم و از خداوند میخام که طرز تفکر من رو مثه شما بکنه واقعا تک هستین شاد و پیروز باشین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #8 هماشرفي 19 بهمن 1394 ساعت 18:09
با سلام و سپاس

وقتي اتفاقهاي خوب و زيبا مي افتد كه عينك بد بيني از چشمها برداشته شود و با دقت و صداقت، هر قدمي كه براي پيشرفت لازم هست برداشته شود ب دور از تعصبهاي پوسيده


"متشكرم"
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #7 مهناز 18 بهمن 1394 ساعت 22:40
سلام استاد ممنون از پیامهای انرژی بخشتون ،بعد از سمینار دارم تندتر قدم بر میدارم و این پیامها مثل سوخت موشک انرژی زا هستن بازم ممنون
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #6 سردبیر سایت 18 بهمن 1394 ساعت 08:21
نقل قول فائزه:
سلام
من قبلا هم برای همکاری داوطلبانه با دفتر شما اعلام آمادگی کردم اما ظاهرا پیامم ثبت نمی شد. در مورد کتاب ها ،‌ هم بسیار علاقه مند به ویراستاری و هم دقیق و هم سریع هستم. می تونید امتحان کنید، خواهش می کنم این فرصت رو به من بدید!
متشکرم


با سلام و سپاس از شما

پاسخ را به ایمیل شما ارسال کردم.

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #5 فائزه 18 بهمن 1394 ساعت 02:22
سلام
من قبلا هم برای همکاری داوطلبانه با دفتر شما اعلام آمادگی کردم اما ظاهرا پیامم ثبت نمی شد. در مورد کتاب ها ،‌ هم بسیار علاقه مند به ویراستاری و هم دقیق و هم سریع هستم. می تونید امتحان کنید، خواهش می کنم این فرصت رو به من بدید!
متشکرم
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #4 سردبیر سایت 17 بهمن 1394 ساعت 20:37
نقل قول رضا:
First Things First رو در مورد چاپ كتابها مي توان در نظر گرفت و اقدام كرد. مهم ترين كتاب را ، با ارزش ترين كتاب را، انتخاب كرد و اقدام به تغييرات نهايي يا تصحيح نهايي كرد و بعد هم چاپ كتاب اول. و ادامه. يازده كتاب باقي مي مونه و بعد ده كتاب، نه كتاب، هشت كتاب و .....
( البته اينها جزء آموزشهاي آقاي معظمي است).

من هم انتظار ندارم آقاي معظمي كتابهايي بدون ويرايش و با اشتباهات مختلف چاپ كنند. كار خوب و با كيفيت، " انرژي " و" وقت" خودش را مي خواهد. اميدوارم اولين كتاب، با كيفيت قابل قبول در اختيار خوانندگان قرار گيرد.


سلام

سپاس از تحلیل و پیشنهاد ارزشمند شما.

ضمناً خوشحالیم به اطلاع برسانیم که یکی از کتاب‌های آقای معظمی به نام «شما می‌توانید خوشبخت‌تر شوید!» قبلاً چاپ شده است:
http://store.oghabha.com/index.php?route=product/product&product_id=210

شاد و تندرست باشید
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #3 کمال از بندر عباس 17 بهمن 1394 ساعت 17:45
با تشکر از استاد بزرگوار محمود معظمی زمانی که من جملات اموزنده شما ره می خوانم خیلی انرژی می گیرم واز خداوند برای شما سلامتی وعمری با عزت را خواستارم .به امید دیدار.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #2 رضا 17 بهمن 1394 ساعت 12:27
First Things First رو در مورد چاپ كتابها مي توان در نظر گرفت و اقدام كرد. مهم ترين كتاب را ، با ارزش ترين كتاب را، انتخاب كرد و اقدام به تغييرات نهايي يا تصحيح نهايي كرد و بعد هم چاپ كتاب اول. و ادامه. يازده كتاب باقي مي مونه و بعد ده كتاب، نه كتاب، هشت كتاب و .....
( البته اينها جزء آموزشهاي آقاي معظمي است).

من هم انتظار ندارم آقاي معظمي كتابهايي بدون ويرايش و با اشتباهات مختلف چاپ كنند. كار خوب و با كيفيت، " انرژي " و" وقت" خودش را مي خواهد. اميدوارم اولين كتاب، با كيفيت قابل قبول در اختيار خوانندگان قرار گيرد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #1 Ramona 17 بهمن 1394 ساعت 09:48
درود برشما ..روزتان خوش
عالی بود استاد مثل همیشه.سپاس فراوان
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.