آموزش فروش

شاد بودن زحمت بیشتری دارد یا غمگین بودن؟

علی جعفری/ ذهن ما واکنش‌های بدن ما را کنترل می‌کند. این ذهن نیاز به خوراک دارد، خوراک ذهنی هرچه پردوام‌تر، بهتر. بنابراین ذهن به دنبال افکاری می‌رود که استمرار بیشتری داشته باشند. ما برای این‌که بتوانیم شاد باشیم، نیاز داریم انرژی زیادی صرف کنیم، اعم از فکری یا فیزیکی؛ مدام نیاز به خلاقیت، تفکرات مثبت، برنامه‌ریزی مناسب و چیزهایی از این قبیل داریم. روی این حساب، زمان طولانی در این وضع باقی نمی‌مانیم. وقتی می‌رویم سراغ استراحت، باز هم نیاز به خوراک ذهنی داریم. البته این ذهن ماست که طلب خوراک می‌کند.

حالا به غم و غصه نگاهی بیندازیم، مثلا غم از دست دادن کسی یا چیزی یا رابطه‌ای. این اتفاقات می‌تواند در کمترین سطح فعالیت فیزیکی عمل کند، می‌توانیم روی یک صندلی بنشینیم و ساعت‌ها غصه بخوریم، اشک بریزیم و اتفاقات را مرور کنیم، انرژی هم نیاز ندارد. برای همین ذهن ما گرایش به غم دارد و روی همین اصل، افسردگی خیلی طرفدار دارد.

حالا ما چه کنیم؟ نیاز داریم که با ماهیت این عملکرد ذهن آشنا باشیم (که شدیم)، ضمنا خوراک‌های ذهنی ارزشمند برایش تهیه کنیم. مثلا به‌جای گوش دادن به ترانه‌های غمگین یا ترانه‌هایی که واژه‌های منفی دارند، ترانه، سخنرانی یا فیلم‌هایی جایگزین کنیم که به بالا بردن سطح انرژی ما کمک کند. با کسانی همنشین باشیم که دیدگاه و تفکرات مثبت دارند و خودمان را در معرض آدم‌های نا‌امید و افسرده قرار ندهیم. راه دیگری هم هست که کمک می‌کند کنترل ذهن را به دست بگیریم و آن راه «مدیتیشن» (مراقبه) است. شما از راه مدیتیشن به‌مرور یاد می‌گیرید هر فکری را به ذهنتان راه ندهید، و گاهی ذهنتان را خاموش کنید...


توضیح سردبیر:
این مطلب را دوست عزیز وب‌سایت مکتب کمال آقای «علی جعفری» برای ما فرستاده بودند (شما هم می‌توانید برای وب‌سایت مکتب کمال مطلب بفرستید؛ لطفا اینجا را ببینید). آقای جعفری در مطلبشان سطح انرژی حالت‌های شادی و غم را مقایسه کرده و نوشته‌اند که «ما برای این‌که بتوانیم شاد باشیم، نیاز داریم انرژی زیادی صرف کنیم.» ضمن این‌که با روش‌های موردنظر ایشان برای برنامه‌ریزی مثبت ذهن موافقم، اما عقیده دارم که «شادی» حالت طبیعی ذهن و وجود انسان است و در واقع نیاز نیست برای «شاد بودن»، خودمان را به تقلا و زحمت بیندازیم. در واقع، اگر با مدیتیشن و دادن خوراک‌های خوب به ذهنمان، بار افکار منفی را از ذهن خود برداریم، به حالت «شادی» که برای تجربۀ آن خلق شده‌ایم و نزدیک‌ترین حالت به اصل وجود ماست، خواهیم رسید.

شاید بیان یک مثال، این گفته را روشن‌تر کند. فرض کنید شما چوب‌پنبه‌ای را روی یک لیوان آب گذاشته‌اید. حالا با انگشت خود، چوب‌پنبه را به داخل آب فشار بدهید. این فشار و این فرو رفتن در آب، نمایانگر حالت «غم» است که باید برای ایجاد آن تلاش و نیرو صرف کرد. حالا انگشت خود را از روی چوب‌پنبه بردارید: به حالت طبیعی خود و شناوری روی سطح آب باز خواهد گشت! کافی است «آت و آشغال» را وارد ذهنمان نکنیم؛ آن وقت با لذت و بی‌تلاش «شادی» را با تمام وجودمان تجربه خواهیم کرد!


شما در این‌باره چه نظری دارید؟
لطفا برداشت‌ها و دیدگاه‌های ارزشمند خودتان را با همۀ دوستداران مکتب کمال در میان بگذارید. برای نوشتن دیدگاه خود، می‌توانید از فرم پایین همین صفحه (افزودن دیدگاه) استفاده کنید. منتظریم!

دیدگاه های شما  

 
0 #5 منصور 26 آبان 1391 ساعت 15:09
سلام به همه دوستان
به نظر من شادی انرژی بیشتری میخواد.چون باید تمام افکار ما و تمام مشگلات ما در اون لحظه از بین بره و به نقاط مثبت فکر و نگاه کنیم ولی غم چون اکثر ما پتانسیل شو داریم و در آن واحد برای گریه کردن آماده هستیم و اکثر یت ما خود آزاری و دوست داریم و دوست داریم با مشکلات خود زندگی کنیم به سمت غم کشیده میشم و ایجاد لحظاط شادی برای ما سخته.(البته این نظرات فقط شخصیه و تمامی نظرات شما برای من قابل احترامه)
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #4 mina 22 دی 1390 ساعت 22:52
نقل قول امیرحسین:
به نظر من غم انرژی بیشتری صرف میکند ولی فکر میکنیم که انرژی صرف نمیشود،غم و شادی حاصل "انتخاب" است، من مخالفم که برای غم ساخته شده ایم برای این است مسئولیت نمیپذیریم و سریع میگوییم افسرده شده ایم،به نظر من "افسرده" کلمه بزرگی هست که بعضی اوقات برچسب به خود میزنیم در آخر نیز افسرده میشویم.
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
غم = عدم مسئولیت پذیری است.
شادی = نشانه مسئولیت پذیری.
از مطالب خوبتون ممنونم.

ببخشید بپرسم شما دانشجوی روانشناسی هستین؟
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+1 #3 امیرحسین 22 دی 1390 ساعت 08:59
به نظر من غم انرژی بیشتری صرف میکند ولی فکر میکنیم که انرژی صرف نمیشود،غم و شادی حاصل "انتخاب" است، من مخالفم که برای غم ساخته شده ایم برای این است مسئولیت نمیپذیریم و سریع میگوییم افسرده شده ایم،به نظر من "افسرده" کلمه بزرگی هست که بعضی اوقات برچسب به خود میزنیم در آخر نیز افسرده میشویم.
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
غم = عدم مسئولیت پذیری است.
شادی = نشانه مسئولیت پذیری.
از مطالب خوبتون ممنونم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+2 #2 mina 21 دی 1390 ساعت 23:09
به نظر من شادی وغم به یک اندازه انرژی لازم دارن اما چون ما بیشتر مواقع روی موضوعات منفی تمرکز میکنیم تو این کار خبره شدیم و فکرمیکنیم انرژی کمتری لازم داره درصورتیکه اصلا اینجوری نیست برعکس از لحاظ علمی ثابت شده یک فکر مثبت 10ها برابر یک فکر منفی قدرت داره
پاسخ به این دیدگاه
 
 
0 #1 saeed 21 دی 1390 ساعت 18:47
به نظر من شادی حالت ناپایداری است اما اگرتمرین کنیم همانطور که سردبیر به آن اشاره کرده است می توانیم به حالت پایداری از آن دست پیدا کنیم
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.