آموزش فروش

می‌خواهید مثل ژاپنی‌ها در کسب‌وکار موفق شوید؟ یک راهش این است...

می‌خواهید مثل ژاپنی‌ها در کسب‌وکار موفق شوید؟ راهش این است...علی درجزینی/ «تولید ناب» یکی از آن مفاهیمی‌ست که دنیای صنعت را متحول کرد؛ تحولی از جنس ژاپنی‌اش. تولید ناب یعنی مبنا قرار دادن یافته‌های مستقیم از مشتریان برای تصمیم‌های استراتژیک. خب این یعنی چه؟! این مفهوم با عبارت ژاپنی «جِنچی جِمبوتسو»  بیان می‌شود. که ترجمه‌ اصطلاحی‌اش می‌شود «برو و از نزدیک تماشا کن». و این یعنی در هر کسب‌وکاری بر مبنای اطلاعاتی که از ارتباط مستقیم با مشتری به دست آورده‌ای، رفتار کن. یعنی این‌که نباید مسائلی را از روی نظر شخصی مبنای تولید یا فروش قرار داد یا به گزارش‌های دیگران تکیه کرد. مثلاً بنا را بر این نگذارید که همه می‌گویند «بازار خراب است»، «پول مردم به خورد و خوراکشان هم نمی‌رسد،  چه رسد به مبل و تلویزیون و یخچال و...». خودتان بروید تحقیق کنید. از مشتریان قدیمی‌تان. از مشتریان رقبایتان. ببینید چرا رقیبتان در این بازار خراب می‌فروشد؟! یادم می‌آید استاد عزیزم می‌گفت: «بعضی‌ها می‌گویند بدبخت شدیم، بیچاره شدیم، همه اموالمان را فروختیم؛ زمین، خانه، ماشین. خلاصه هیچ چیز برایمان نماند... از این عزیزان باید پرسید: خیلی ببخشید، می‌توانم بپرسم چه کسی اموال شما را خرید....؟!». پاسخ روشن است. کسی که پول داشت. کسی که در همین زمانی که شما ورشکست شدید، پیروز شد و کاسبی‌اش هم رونق دارد. پس چطور می‌شود که در همین بازار خراب و اقتصادی که رکود در آن موج می‌زند، او پیروز شده است؟! یکی از دلایل پیروزی او می‌تواند در دل داستان موفقیت یکی از همین شرکت‌های ژاپنی نهفته باشد. دوست دارید برایتان تعریف کنم...؟! پس لطفاً ادامۀ مطلب را مطالعه بفرمایید.

تولید ناب روشی است برای افزایش بهره‌وری که ژاپن جنگ‌زده را متحول کرد!

در سال ۲۰۰۴ تویوتا تصمیم گرفت که یکی از خودروهای ون خود به نام «سی‌ینا» را برای بازار امریکا  طراحی مجدد کند. مسئولیت این کار به «یوجی یوکویا» از مهندسین ارشد شرکت سپرده شد. خب حالا حتماً می‌گویید دوست مهندسمان قلم و کاغذ در دست گرفت و شروع به طراحی یک مدل شیک برای خانواده‌های پولدار امریکا کرد. اما کمی صبر کنید تا ادامه ماجرا را بخوانید.

تویوتا اولین شرکتی بود که از مفاهیم تولید ناب استفاده کرد.

او پیش از طراحی، یک تصمیم جسورانه گرفت. یک سفر جاده‌ای که هر پنجاه ایالت آمریکا، سیزده استان و منطقه کانادا و تمام قسمت‌های مکزیک را دربربگیرد. در واقع او بیش از ۸۵.۰۰۰ کیلومتر رانندگی را در نظر گرفته بود. در شهرهای بزرگ و کوچک، یوکویا در نظر داشت یک مدل موجود سی‌ینا را برای رانندگی اجاره کند و در عین حال مشتریان واقعی را نیز مشاهده کرده و با آنان صحبت کند. با آن مشاهدات مستقیم، او می‌توانست آن‌چه مردم آمریکای شکالی از ون می‌خواهند را درک کند. یوکویا پس از این سفر، بخش چشم‌گیری از بودجه توسعه سینا را به ویژگی‌های راحتی داخلی اختصاص داد، امری که برای سفرهای طولانی مدت خانوادگی بسیار مهم است (این‌گونه سفرها در آمریکا بسیار معمول‌تر از ژاپن هستند). و نتیجه آن شد که فروش مدل ۲۰۰۴، شصت‌درصد بیشتر از مدل ۲۰۰۳ شد.

تویوتا "سی‌ینا مدل ۲۰۰۳"، پیش از طراحی مجدد

حالا به عنوان یک مدیر کسب‌وکار، یک فروشنده، یک کارمند یا کسی که ایده‌ای برای راه‌اندازی کسب‌وکار دارد. چند بار دل به دریا زده‌اید و سعی کرده‌اید رفتار مشتریان قدیمی یا احتمالی‌تان را از نزدیک تماشا کنید؟! نمی‌دانم، شاید خیلی از نفروختن‌ها به دلیل بی‌سلیقه بودن مشتریان، یا بد طراحی شدن محصول، بی‌کیفیت بودنش یا مقصر بودن دیگران نبوده! شاید باید قبل از هرکاری کفش‌های آهنی می‌پوشیدیم، می‌رفتیم و از نزدیک تماشا می‌کردیم، لمسش می‌کردیم و بعد با اطلاعاتی مفید اقدام می‌کردیم!

فضای داخلی کارآمد تویوتا "سی‌ینا مدل ۲۰۰۴"، پس از طراحی مجدد

 

پس «جنچی جمبوتسو» رفیق!... برو و از نزدیک تماشایش کن... تو می‌توانی!...
» آیا شما هم تجربیاتی از این‌گونه اقدامات دارید؟ با ما در میان بگذارید و این‌جا بنویسید...

مهندس علی درجزینی دانشجوی دورۀ بیزینس کوچینگ محمود معظمی است.

http://ogurl.ir/ZSGRw

سمینار گنج پنهان در کسب‌وکار شما(صوتی-دانلودی)

. . .

... آموزش‌های محمود معظمی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ...

               

. . .



. . .

دیدگاه های شما  

 
+12 #11 رسول ملکی 05 تیر 1394 ساعت 17:38
سلام دوست بزرگوار جناب درجزينى
دركارگروهى تقسيم كار خوب انجام ميشه وكارهاى كليدى كه باكسى دارم خودم با شخص اول پيكيرى ميكنم اما مقاومت هم ازمديران خود م دارم
متن شما خيلى ذهن مرا باز كرد متشكرم نظرات دوستان مخصوصا حضرت عا لى برام ارزشمنده
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+17 #10 زهره 27 خرداد 1394 ساعت 16:51
سلام خوبان عزیز
مطلب مفیدی بود حتما در فرصت بعد تجربه ای را می نویسم.سپاسگزارم.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+18 #9 دکتر فیاضی 27 خرداد 1394 ساعت 16:00
جناب آقای درجزینی عزیز مطلب جذاب شما را درسایت استاد معظمی مطالعه کردم وبسیار محظوظ شدم اتفاقا مطلبی هم بنده درباره علل تاریخی موفقیت ژاپنی ها دردست تهیه دارم که چگونه ژاپنی ها به کمک کار تیمی توانستند خود را از پروسه عقب ماندگی نجات دهندو در عرض دو سه دهه به پای کشورهای پیشرفته اروپایی برسند وجالب این که مطلب شما یک نمونه دیگر در تایید این موضوع است به عبارتی علاوه براینکه درزمینه فروش یکدرس آموزنده برای نوابغ فروش دارد بلکه یک نمونه موفق کار تیمی در شرکت تویوتاست وبدون تردید مهندس یوجی یوکویا بدون کمک وحمایت مجموعه تویوتا قادر نبود تمام شهرهای آمریکارابرای دستیابی به نیاز بازار آمریکا بررسی نماید وآن نتیجه چشمگیر رابدست آورد.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+17 #8 محتشمی علی 27 خرداد 1394 ساعت 12:18
عالی بود جناب درجزینی آفرین
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+17 #7 صوفی 27 خرداد 1394 ساعت 09:26
مثل همیشه جذاب و آموزنده.
ممنون ازنوشته خوبتون
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+15 #6 مجتبی عبدالهیان 27 خرداد 1394 ساعت 06:50
نقل قول پیمان قاضی‌زاده:
دوست عزیز، تشکر از مطلب مفیدت.من مطالعه کردم و خیلی استفاده کردم چون به نوعی میشه گفت خودم هم اینکار را نا خود اگاه انجام داده ام.
چطور؟ عاشق گل و گیاه بودم و نمیدانستم که چطور باید نگهداری کنم.مشکل داشتم در این زمینه و بیشتر به روش سعی وخطا اینکار را میکردم.یعنی گیاهی که نیاز به سایه داشت را زیر نور مستقیم میگذاشتم و بعد از اینکه خراب میشد یاد میگرفتم که نیاز نوریش چیه.گلدان زیبا میخواستم ولی هیچوقت نبود، چیزهای خاص میخواستم ولی در دسترسم نبود.همیشه فرصت و مکان باغبانی و یا امکانش را نداشتم ولی میخواستم حداقل از ثمراتش داشته باشم.خیلی های دیگه هم که مثل من علاقمند بودند این مشکل رو داشتند و به واسطه این عدم مهارت ، فکر میکردند که _گل خشک کن_هستند و...
من از دل نیاز خودم و علاقمندان به گل و گیاه و طبیعت یک کار به وجود آوردم.یعنی کمبود و نیاز های آنهارا بهشون دادم و اونها هم به من پول میدن.بسیاری از کسانی که توی اینکار موفق بودند ولی از نظر من عادی هستند مخالف کارم بودند و میگفتند جواب نمیده...
در هر صورت این کلام برای تایید مطلب جالب شما بود که زحمت تهیه اون رو کشیده بودید.
تشکر از شما و اگر امکانش هست بازهم از این دست مطالب ارائه کنید.

دوست عزیز منم مثل شما عاشق گل و گیاهم، میشه راهنمایی کنی که دقیقا چکار اری می کنی؟؟؟؟؟؟ ممنون
ایمیل من ,
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+17 #5 پرویز امیرحسینی 27 خرداد 1394 ساعت 06:32
بسیارعالی جناب درجزینی من یک مثال ایرانی را دیده ام روزی در یک سوپرمارکت بزرگ درساوه یک آقایی وارد شد که قبلا در آمریکازندگی میکرده انواع شکلاتها را داد و نظر همه را یادداشت کرد و گفت که ذائقه ی تمام ایرانیها را از نزدیک تست خواهد گشت او درحال ایرانگردی بود تا شکلات پارمیدا را تولید کند چندی نگذشت که پارمیدا آمد و دراندک زمانی اولین در کشور شد
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+16 #4 علی درجزینی 26 خرداد 1394 ساعت 22:30
نقل قول روزبه:
دوست عزیز با وجود اینکه این مطلب بسیار زیبا و بود اما هیچ ربطی به تولید ناب نداشت تولید ناب داستانش کمی متفاوت است و این شیوه بازاریابی در هر سیستم تولیدی از کارگاهی تا تولید انبوه و تولید تاب جواب می دهد .در صورت علاقه مندی لطفا با انتشارات آموزه تماس بگیرید

از توجهت متشکرم روزبه عزیزم
این مطلب برداشتی آزاد از قسمتهایی از کتاب " The Lean Startup " بوده است. که با توجه به کتاب نوپای ناب داستان بازطراحی تویوتای سی ینا را نقل کرده بود. و هدف من از نگارش این مقاله، نکته ای بوده که شما هم به آن اشاره کردید.
و قصدی برای آموزش تولید ناب نداشته ام.
به مفاهیم تولید ناب علاقمند هستم و حتما با توصیه شما دوست گرانقدرم، با انتشارات منظور تماس میگیرم ‎:)‎
شاد وتندرست باشید
دوستدارتان
علی درجزینی
پاسخ به این دیدگاه
 
 
+20 #3 پیمان قاضی‌زاده 26 خرداد 1394 ساعت 21:04
دوست عزیز، تشکر از مطلب مفیدت.من مطالعه کردم و خیلی استفاده کردم چون به نوعی میشه گفت خودم هم اینکار را نا خود اگاه انجام داده ام.
چطور؟ عاشق گل و گیاه بودم و نمیدانستم که چطور باید نگهداری کنم.مشکل داشتم در این زمینه و بیشتر به روش سعی وخطا اینکار را میکردم.یعنی گیاهی که نیاز به سایه داشت را زیر نور مستقیم میگذاشتم و بعد از اینکه خراب میشد یاد میگرفتم که نیاز نوریش چیه.گلدان زیبا میخواستم ولی هیچوقت نبود، چیزهای خاص میخواستم ولی در دسترسم نبود.همیشه فرصت و مکان باغبانی و یا امکانش را نداشتم ولی میخواستم حداقل از ثمراتش داشته باشم.خیلی های دیگه هم که مثل من علاقمند بودند این مشکل رو داشتند و به واسطه این عدم مهارت ، فکر میکردند که _گل خشک کن_هستند و...
من از دل نیاز خودم و علاقمندان به گل و گیاه و طبیعت یک کار به وجود آوردم.یعنی کمبود و نیاز های آنهارا بهشون دادم و اونها هم به من پول میدن.بسیاری از کسانی که توی اینکار موفق بودند ولی از نظر من عادی هستند مخالف کارم بودند و میگفتند جواب نمیده...
در هر صورت این کلام برای تایید مطلب جالب شما بود که زحمت تهیه اون رو کشیده بودید.
تشکر از شما و اگر امکانش هست بازهم از این دست مطالب ارائه کنید.
پاسخ به این دیدگاه
 
 
-14 #2 روزبه 26 خرداد 1394 ساعت 20:40
دوست عزیز با وجود اینکه این مطلب بسیار زیبا و بود اما هیچ ربطی به تولید ناب نداشت تولید ناب داستانش کمی متفاوت است و این شیوه بازاریابی در هر سیستم تولیدی از کارگاهی تا تولید انبوه و تولید تاب جواب می دهد .در صورت علاقه مندی لطفا با انتشارات آموزه تماس بگیرید
پاسخ به این دیدگاه
 

افزودن دیدگاه

کد امنیتی
لطفا تصویر دیگری را به من نشان بده

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.